دقيقترين توصيف علايم پوستي است كه ميتوان يافت و تاكنون چيزي بر آن افزوده نشده است؛ بيرون افتادن برجستگي بالاي حدقه، فرو افتادن پلكها، چشمان خيره، سخت شدن بيني، پيداشدن گرههاي كوچكي در گوش و بيني و خالهاي سفيد روي پوست، لاغر شدن ماهيچهٴ ميان انگشت شست و سبابه، از دست دادن حساسيت در نوك انگشتان.)) موندويل از آشفتگي اصطلاحات مربوط به بيماريهاي پوست ناراضي بود، زيرا اغلب موجب اشتباه و زيانآور بود.
دفاعش از جراحي را نميتوان زياد تحسين كرد، ولي اخلاق پزشكي خودش هميشه در سطح والايي نبود. روشهايش براي تضمين دريافت دستمزد و توصيهاش در مورد باكره وانمود كردن [ زناني كه براي تعيين بكارت به نزدش ميآوردند. ــ م] . قابل دفاع نبود، بلكه تساهل و سادهانگاري اخلاقي آن عصر و همچنين خود او را نشان ميداد و در عين حال، حاكي از پايين بودن مقام جراح بود. جراح، از آنجا كه با دستهايش كار ميكرد، بيشتر يك پيشهور بهحساب ميآمد تا اهل كاغذ وقلم، پيشهوري كه بر اسرار مگويي واقف بود و در عين حاليكه او را بي قدر و حقير ميشمردند از او ميترسيدند. رسالهٴ جراحي منبع باارزشي براي مطالعهٴ جنبههاي اجتماعي پزشكي و بهطور كلي اوضاع اجتماعي آن عصر است.
برخورد او با خرافات مختلف از ويژگيهاي استقلال نسبي اوست. او اعتقاد به شفا يافتن برخي زخمها به دست قديسان را رد ميكرد. ولي از روشي كه در نورماندي براي معالجهٴ هاري صورت ميگرفت با اعتقاد ياد ميكند و آن نه بار فرو بردن بيمار در آب دريا بود؛ همچنين به معالجهٴ خنازير با دست ماليدن شاه به روي آن اشاره ميكند. در روزگار و اوضاع و احوالي كه او ميزيست، نميتوان انتظار پايداري بيشتري را داشت.
توجه مورخان رياضي به ((آموزهٴ آلگوريسم)) او جلب شده است، كه او گنجاندن آن را در كتاب جراحي خود لازم ديده بود. اين تنها شرح روش نوين عددنويسي است، نه اعمال رياضي.
بـرنـار گـوردونـي
برنار گوردوني.1 پرشك فرانسوي (برآمدنش حدود 1283 ـ 1308).
برنار احتمالاً در گوردون واقع در روارگ (بخشي از گويان، استان آويرون كنوني)
زاده شد، ولي در فرانسه محلهاي زيادي بهنام گوردون وجود دارد. او در سالرنو
تحصيل و در مونپليه تدريس كرد (حدود 1283 ـ 1308). تاريخ وفاتش معلوم نيست
(حدود 1320)
او پزشكي ماهر و داراي تحصيلاتي خوب بود. آثارش حاكي از اطلاعات عميقش دربارهٴ كتابهاي ديگر علاوه بر آثار پزشكي است، از قبيل اخلاق ارسطو، آثار سنكاي كهين،